بديع الزمان فروزانفر
172
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
مكارى نفس را شرح دهد مگر بدين وسيله بتوانند خود را از شرور نفسانى نگه دارند و ظاهرا مطلب اخير اشاره باشد بحديث ذيل : قال حذيفه كان اصحاب النَّبىّ صلى اللَّه عليه و إله و سلم يسألونه عن الخير و كنت اساله عن الشر قيل لم فعلت ذلك قال من اتقى الشر وقع فى الخير . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 5 . براى تعريف اخلاص و درجات آن ، جع : رسالهى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 95 ، احياء علوم الدين ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 275 - 271 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : اخلاص . مو به مو و ذره ذره مكر نفس * مىشناسيدند چون گل از كرفس مو بمو : تعبيرى است كه در مورد بحث از جزئيات و فحص بليغ به كار مىرود . شناسيدن : صورت ديگر است از شناختن كه استعمال مشتقات آن به صورت مضارع و صفت فاعلى و صيغهى امر متداول است ولى ماضى آن كمتر استعمال مىشود . [ متابعت نصارا وزير را ] او به سر دجال يك چشم لعين * اى خدا فريادرس نعم المعين دجال : دروغ گوى ، شخصى كه مطابق روايات اسلامى در آخر الزمان ظاهر خواهد شد و از يك سوى او نهر آب و از سوى ديگر نهرى از آتش خواهد بود و هر كه در نهر آتش رود آب سرد مىنوشد و آن كه در آب فرو رود سر از آتش بر مىآورد ، او همهى عالم را مىگيرد مگر مكه و مدينه را ، و بر پيشانى او بحروف مقطعه كافر نوشتهاند ، مطابق همين روايات يك چشم او كور است و يا اصلا پلك آن شكافته نشده و به اصطلاح ممسوس و ناپيداست ولى چشم راست يا چپ او ، روايات مختلف است ، در زمان پيغمبر شخصى بوده است بنام « ابن صياد ، ابن صائد » كه او را دجال